پسري از سربازي براي پدرش اين طور تلگراف زد : " من کاظم پول لازم " پدرش هم در جواب گفت : " من تراب وضع خراب !"
يارو ريش پروفسوري داشته، ميره پيش رفيقاش و ميگه: هر والي دارين امروز بپرسين، فردا ميخوام ريش هامو بزنم!
روز قيامت خدا به مردا ميگه: اونايي كه زن ذليل بودن سمت چپ بقيه سمت راست. همه ميرن سمت چپ فقط يكي نميره. خدا بهش ميگه چرا تو نرفتي اونور؟ ميگه: خانومم گفته اينجا وايسا!
به یکی ميگن وقتی حضرت يونس رفت تو دهن نهنگ چی شد ؟ ترکه ميگه : يه سازمانی تشکيل شد به نام يونس کو!
حیف نون ميره خواستگاری، بابای عروس بهش ميگه اون گلی که زدی به يقت خارش اذيتت نمي کنه؟ حیف نون ميگه خارش که نه، ولی گلدونش که تو شلوارمه خیلی اذیتم می کنه!
دو تا ماشين با هم تصادف ميكنند. افسر مياد و ميپرسه: كدومتون مقصر بوديد؟ حیف نون ميگه: والله من خواب بودم، نديدم از ايشون بپرسید.
نوشته شده توسط ali در دوشنبه نوزدهم شهریور 1386 ساعت 13:56 موضوع | لینک ثابت
برخاک بخواب نازنين،تختي نيست
آواره شدن ،حکايت سختي نيست
از پاکي اشکهاي خود فهميدم
لبخند هميشه راز خوشبختي نيست
-------------------
هيچکس اشکي براي ما نريخت
هر که با ما بود از ما مي گريخت
چند روزي هست حالم ديدنيست
حال من از اين و آن پرسيدنيست
گاه بر روي زمين زل مي زنم
گاه بر حافظ تفال مي زنم
حافظ فرزانه فالم را گرفت
يک غزل آمد که حالم را گرفت:
ما زياران چشم ياري داشتيم
خود غلط بود آنچه مي پنداشتيم
-------------------
در مکتب ما رسم فراموشی نیست
در مسلک ما عشق فراموشی نیست
مهر تو اگر به هستی ما افتاد
هرگز به سرش خیال خاموشی نیست
نوشته شده توسط ali در دوشنبه نوزدهم شهریور 1386 ساعت 5:1 موضوع | لینک ثابت
قد و بالات ............ ليلا
چشم سيات ........ ليلا
كشته منو ........... ليلا
خال لبات ............ ليلا
تو رو از من مي خواد دل رسواي من
مي دوني درسته همه حرفاي من
تو رو از من مي خواد دل رسواي من
مي دوني درسته همه حرفاي من
قد و بالات ............ ليلا
چشم سيات ........ ليلا
كشته منو ........... ليلا
خال لبات ............ ليلا
مي خوامت قدر تموم عالم
نمي ري يه لحظه از خيالم
دل خوشم هميشه با خيالت
اما تو بي خبري زحالم
يه دل بي ريا ... يه دل با صفا،
هديه آوردم برات
دلمو پس نده ..... او نو از دست نده ،
ببر هميشه همرات
قد و بالات ............ ليلا
چشم سيات ........ ليلا
كشته منو ........... ليلا
خال لبات ............ ليلا
ليلا آتيش مي زنه نگاهت
قربون صورت مثل ماهت
عشق من با اينكه بي وفايي
چشم من مي مونه فرش راهت
يه دل بي ريا ... يه دل با صفا،
هديه آوردم برات
دلمو پس نده ..... او نو از دست نده ،
ببر هميشه همرات
قد و بالات ............ ليلا
چشم سيات ........ ليلا
كشته منو ........... ليلا
خال لبات ............ ليلا
مي خوامت قدر تموم عالم
نمي ري يه لحظه از خيالم
دل خوشم هميشه با خيالت
اما تو بي خبري زحالم
يه دل بي ريا ... يه دل با صفا،
هديه آوردم برات
دلمو پس نده ..... او نو از دست نده ،
ببر هميشه همرات
قد و بالات ............ ليلا
چشم سيات ........ ليلا
كشته منو ........... ليلا
خال لبات ............ ليلا
نوشته شده توسط ali در دوشنبه نوزدهم شهریور 1386 ساعت 4:55 موضوع | لینک ثابت
نوشته شده توسط ali در یکشنبه هجدهم شهریور 1386 ساعت 1:8 موضوع | لینک ثابت
به حیف نون ميگن با جيش جمله بساز ميگه علی با آبجيش رفت سينما. مي گن خره منظورمون شاش بود: مي گه خب با داداشاش رفت!
يه معتاد 2 تا سيگار تو دهنش گرفته بود داشت مي كشيد ازش ميپرسن چرا 2 تا سيگار مي كشي ميگه يكي واسه خودم يكي هم از طرف دوستم كه زندونه بعد از يه مدتي مي بينن همون معتاد يه دونه سيگار مي كشه بهش ميگن حتما دوستت از زندان آزاد شده ميگه نه خودم ترك كردم!
حیف نون به زنش ميگه اگه بچمون پسر بود اسم باباي منو ميذاريم، اگه دختر بود اسم باباي تو رو!
يه بنده خدا تو سخنرانی داشته جنگ ايران- عراق رو با دوره حضرت محمد(ص) مقايسه مي کرده:
سربازان ما همانند سربازان صدر اسلام نترس بودند
فرماندهان ما همانند فرماندهان آن دوره شجاع و متدين بودند
خلبانان ما هم همانند خلبانان دوره پيامبر...بهش ميگن بابا دوره پيامبر که خلبان نبوده
بلند جواب ميده پس جعفر طيار چه بود؟!!
از یه نفر تو سفارت آمریکا می پرسن اسمت چیه؟ می گه : POWER GOD NEW DAYSمی پرسن معنیش چیه؟ می گه: قدرت الله نوروزی!
نوشته شده توسط ali در شنبه هفدهم شهریور 1386 ساعت 13:8 موضوع | لینک ثابت
وقتي نيستي خونه مون با من غريبي ميكنه
دل اگه مي گه صبورم خود فريبي ميكنه
صداي قناري محزون و غم آلود ميشه
واسه من هرچي كه هست و نيست نابود ميشه
===
وقتي نيستي گل هستي خشك و بيرنگ ميشه
نمي دوني چقدر دلم برات تنگ ميشه
وقتي نيستي گلاي باغچه نگاهم ميكنن
با زبون بسته محكوم به گناهم ميكنن
گلا ميگن كه با داشتن يه دنيا خاطره
چرا ديوونگي كردي و گذاشتي كه بره
====
وقتي نيستي گل هستي خشك و بيرنگ ميشه
نمي دوني چقدر دلم برات تنگ ميشه
=====
وقتي نيستي همه ي پنجره ها بسته ميشن
با سكوت توخونه قنار ي يا خسته ميشن
روز واسم هفته ميشه هفته برام ماه ميشه
نفسم بياد تو يكي يكي آه ميشه
====
وقتي نيستي گلاي باغچه نگاهم ميكنن
با زبون بسته محكوم به گناهم ميكنن
گلا ميگن كه با داشتن يه دنيا خاطره
چرا ديوونگي كردي و گذاشتي كه بره
====
وقتي نيستي گل هستي خشك و بيرنگ ميشه
نمي دوني چقدر دلم برات تنگ ميشه
=====
وقتي نيستي همه ي پنجره ها بسته ميشن
با سكوت توخونه قنار ي يا خسته ميشن
======
روز واسم هفته ميشه هفته برام ماه ميشه
نفسم بياد تو يكي يكي آه ميشه
وقتي نيستي گلاي باغچه نگاهم ميكنن
با زبون بسته محكوم به گناهم ميكنن
گلا ميگن كه با داشتن يه دنيا خاطره
چرا ديوونگي كردي و گذاشتي كه بره
===
وقتي نيستي گل هستي خشك و بيرنگ ميشه
نمي دوني چقدر دلم برات تنگ ميشه
نوشته شده توسط ali در شنبه هفدهم شهریور 1386 ساعت 13:5 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

فهرست اصلی
دوستان
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY