مژده اي دل كه دگر باد صبا باز آمد

هد هد خوش خبر از طرف سبا باز آمد

بر كش اي مرغ سحر نغمه ي داوودي را

كه سليمان گل از طرف هوا باز آمد

لاله بوي مي نوشين بشنيد از دم صبح

داغ دل بود و به اميد دوا باز آمد

عارفي كو كه كند فهم زبان سوسن

تا بپرسد كه چرا رفت و چرا باز آمد

مردمي كرد و كرم، بخت خداداده ي من

كان بت سنگدل از راه وفا باز آمد

چشم من از پي اين قافله بس آه كشيد

تا به گوش دلم آواز درا باز آمد

گر چه ما عهد شكستيم و گنه حافظ كرد

لطف او بين كه به صلح از در ما باز آمد


 

نوشته شده توسط ali در شنبه بیست و هشتم مهر 1386 ساعت 20:11 موضوع | لینک ثابت